تبليغاتX
مهندس

مهندس

ب

بچه های شبستر






کد1:

این یکی هم یه دیکشنری عالی هست که کد رو کپی کنید تو قسمت ادرس بار بعد از همون جا کپی کنین

http://kamyabonline.com/modules.php?name=News&file=article&sid=850





پایینی دیکشنری  تخصصی برق انگلیسی به انگلیسی هست که کد رو کپی کنید تو قسمت ادرس بار بعد از همون جا کپی کنین


کد2:

http://www.4shared.com/file/103486624/4d2a22ec/McGraw-Hill_Dictionary_of_Engineering_Setup11.html
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:4  توسط ب  | 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 9:17  توسط ب  | 

  %s نتیجه جستجو از %s برای %s
\"Free
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 9:15  توسط ب  | 

يا امام رضا ادركني

صدام زد و گفت بمون واسم
گفت لحظه هامو بساز واسم
دل ساده و بيچاره من کرد باورش
هر چي داشت از دست داد بخاطرش
حالا بعده يه مدت بي خبري و در بدري
وقتي دل من هواي دلشو کرد با دلواپسي
راهي شهر يار شدم خدا ميدونه با چه اميدي
اما وقتي ديدم واسش پيدا شده عشق جديدي
ديگه منو نميخواهد به هر دليلي
با دلي شکسته بار سفر رو بستم
ديگه از شهرشون سير شدم و خيلي خستم
يه دفعه يه عابري که مثل من بود
انگاري دل اونم شکسته تر از من بود
گفت اين شهر يه شاهي داره
اون واسه هر دردي دوايي داره
گفت برو پيش اون رازتو بهش بگو
هر چي درد و دل داري واسش بگو
من با حرف اون عابر راهي قصر پادشاه شدم
ديدم سر در وازه قصر خيلي شلوغه کم مونده بود پشيمون بشم
از کساي که اونجا بودن پرسيد م اسم شاهتون چيه
اين همه شلوغي بخاطر کيه
يکي گفت اسم شاه ما امام رضاست
تنها اسم اون بر هر دردي دواست
يکي گفت بهش ميگن ضامن اهو
اين همه عاشق هست بخاطر او
گفتم اخه من غريبم منو نميشناسه
گفتن خودش غريبه در تورو خوب مي دونه
درد تو دلم تازه شد اشک هام رو گونه هام جاري شد
رفتن جلو ديدم يه زره از دور ديده شد
نيت کردمو چسبوندم خودم به زره
در دل هامو گفتم و زدم يه تيکه پارچه سبز گره
بعد اونروز تا حالا از غم هام کم شد
انگاري درد هام يکي يکي واسش چاره پيدا شد
حال ميدونم که که شاه شهر غريب ها
کسي که ميدونه دردمو هست امام رضا
اون که نداره واسش فرقي بين ادم ها
هموني هستکه ضامن اهو ميگن بهش ادم ها
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 14:33  توسط ب  | 

سلام به همه دوستان عزیزانم من از مدیریت این کلوب خواستم که این اجازه رو به من بده تا از شما یه التماسی بکنم امیدوارم من و به خاطر این کارم ببخشید..

من عزیزی دارم که همشهری شماست مهنوش عزیز من یه آذری یه تبریزی که روزی توی خیابونهای همین شهر راه میرفت و زندگی میکرد مهنوش سالهاست از ایران رفته و اینجا نیست اما دلش همیشه ایرانی بوده و برای تبریز میتپه هر بار که با من صحبت میکنه همش درباره اینجا میپرسه هنوز بعد 14 سال ترکی حرف میزنه و اصالتشو از دست نداده اون سرشار از زندگی بود و نشاط

اما خدا همیشه بنده های خوبش رو گلچین میکنه تا پیش خودش ببره و این بار گل این گلستان مهنوش بود

دوستان فقط میخوام دعاش کنید دکترها جوابش کردند اما خدا که جوابش نکرده خدا میگه زندگی کن

میخوام ازتون برای سلامتیش دعا کنید 40 روز من نظر چهل روز براش کردم چهل روز هر کس میتونه برای مهنوش و همه بیمارها دعا کنه

                                                                                      

                                                                                       

58554f0yy67sl47.gif

دعا کنید اون با پررویی تمام به عزرائیل نه بگه

آخه عید قرار بود برای همیشه بیاد تبریز

پس دعا کنید امسال عید کنار خانوادش باشه

دعا کنید بر سرطان پیروز بشه

دعا کتید خدا حرفهامونو و دعاهامونو میشنوه

عمر دست خداست

بیاین اینبار برای یک همشهری دعا کنیم

و برای یکی از بچه های قدیمی کلوب

 

39901duqw8t6qlo.gif
1175347zsqacd9pg9.gif
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 18:6  توسط ب  |